به نام خدا
شجريان ما
سلام گويم شجريان را هزار بار
غلام هستم به درگاهت وفا دار
ببوسم حلقت و بوسم به حنجر
صدايت ميزند دلها را خنجر
پر آوازه ترين استاد ايران !
هنرهايت زياد و بس فراوان
قرائت ميكني قرآن ، چه زيبا
نويسي ،خوشنويسي بس فريبا
چقدرآن ربنا يت هم عجيب است
سه گاه و لحن قرآن،بي رقيب است
نت ني از صداي تو پديد شد
سوز ني از صداي تو شديد شد
ويلون، گر كشد جيغ از ته دل
تو آوازت رسد منزل به منزل
تو مي نالي و نالد با تو سنتور
صدايت در گوش و سنتور هم از دور
اگر تنبك ز پوست و كوزه اي پوك
صداي تو كند هر دَم به آن كوك
تو يازده ساز نو ابداع نمودي
تو اشعار را به چند انواع سرودي
صراحي ، شهر آشوب يا كه تندر
كرشمه ، شهنواز و هم كه ساغر
رجز خواندي ، مويه گفتي و بيداد
چكاوك ، مثنوي، منصوري و داد
گهي گوشه ، گهي دستگاه خواندي
گهي دلكش به آن ماهور راندي
مركب خواندي گه ، افشاري گه شور
گهي از امروز و گاهي ز آن دور
چه غوغايي شد آن آستان جانان
غزل از حافظ و ديوان ازعريان
مگر آن آذرستون ميرود ياد؟
ميزد آتش به دل اي داد بيداد
چقدر آن ياد ايامت فغان داشت!
به سينه آتشي هم ارمغان داشت
گفتي مرغ سحر هم ناله سر كرد
كه ظلم ظالمان زير و زبر كرد
تفنگت را زمين بگذار به به
به ظالم دادي تو هشدار چه چه
تو فائز را دوباره زنده كردي
چقدر لطفي به حال بنده كردي
تو شعر مولوي را معني دادي
تو سعدي را به ما ارزاني دادي
اگر حافظ در اين عصر زنده بودش
چقدر خرم مي گشت از اين سرودش
بابا طاهر اگر يك سوخته دل بود
برون راندي ز دل، چون مانده دل بود
شجريانا مگر تنها تو نامي !
ز هر نامي بلندتر هستي ، بامي
تو ميراث دار عشق اين زماني
الهي سال و سالها زنده ماني
اگر پائيز به دنيا چشم گشودي
به مانند بهار اين دل ربودي
به هر وقت خاموشي يا در ركودي
نميخواهم دهم گوش هيچ سرودي
گمانم دوستعلي تو شكر گزاري
شجريان را تو دوست وغمگساري
خودت اينجا، دلت در پيش او شد
دلت زخمي ز زخم و ريش او شد
اين قطعه از سروده اينجانب دوستعلي حيدري است كه به مناسبت سالروز تولد استاد شجريان ( اول مهر) تقديم ميكنم به استاد گرانقدر و همه دوستدارنش
با احترام دوستعلي حيدري
شهريور1395
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمیان