خرید بک لینک
پاکده (دوستانه)
مزاحم یا مراحم

مزاحم یا مراحم

این دل پژمرده را تو مرحمی این را بدان
هرگزت ، هیچ وقت ، مزاحم خود مخوان

در تمام عمر فقط دل را به یکی بسته ام
گر چه بودم من جوان ، او هم جوان

هر چه باشم ، هر چه باشد ، دل گره خورده دگر
یامزاحم ، یا مراحم، هر چه هست گویش بمان

روزگاران دیدم و انسان فراوان دیده ام

من ندیدم هیچ کسی را اینچنینش در جهان

می دهم پس ، درس و مشقم امتحان
من شدم مردود عالم در زمین و آسمان

مزد اون دنیای من باشد بهشت و حوریان
گر شوم با او جهنم ، میشوم بس شادمان

هر دو عالم بی جمالش می‌شود زندان من
اینچنین است راه و رسم عاشقان در هر زمان

نزد او دارم قرار و بی اویش هستم فرار
مرحم جانم شده و مرحم روح و روان

دوستعلی آدرس درست است شک مکن
گر نباشد باورت ، این خط باشد این نشان

رنج بیهوده مده دل ، دل به دل دارد راه
گر ببندی راه دل را ، می کنی تو بس زیان

عطر یاست را ببوی ، گل یاست را بچین
چشم خود را باز کن هم ببندت اون دهان

هم فراخوان ، هم بسازش قبله گاه
چون که بی جان ، میشوی بی جانِ جان

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 1:05

صفحه بندی