|
مزاحم یا مراحم
مزاحم یا مراحم این دل پژمرده را تو مرحمی این را بدان در تمام عمر فقط دل را به یکی بسته ام هر چه باشم ، هر چه باشد ، دل گره خورده دگر روزگاران دیدم و انسان فراوان دیده ام من ندیدم هیچ کسی را اینچنینش در جهان می دهم پس ، درس و مشقم امتحان مزد اون دنیای من باشد بهشت و حوریان هر دو عالم بی جمالش میشود زندان من نزد او دارم قرار و بی اویش هستم فرار دوستعلی آدرس درست است شک مکن رنج بیهوده مده دل ، دل به دل دارد راه عطر یاست را ببوی ، گل یاست را بچین هم فراخوان ، هم بسازش قبله گاه |
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمیان