خرید بک لینک

الذین و والذین روز به روز بدتر از این

آمد عید و نه انگار لاله گون شد
چرا آمد ، چرا از ما دَوُن شد

به قول آن پدر بزرگ خدابخش
که عید آمد چرا انگار که خون شد

بهار آمد که دشت گردد پر از گل
چرا پس اینچنین هر جا خزون شد

سیاهی زمستان شد تمام و وقت آفتاب
چرا صبح نشده ، شب را اذون شد

ز یک سو زلزله زان سو دگر سیل
چرا هم از زمین ، هم آسمون شد

که سرما خوردگی شد آنفولانزا
کرونا هدیۀ "کیم" "چین" "چون" شد

ز دست کرونا خوابیده خانه
ز دست زلزله خانه برون شد

نمی داند فرا ر باشد کدام سو
ز ترس و اضطراب ، اعصاب داغون شد

نشست خانه گرفته زخم بستر
که این دردش ز آن درد بدترون شد

گویند اخبار کرونا رفت به مغرب
که این درد همه ما بهترون شد

صدا و سیما را ویروس گرفته
خبرهایش چنان تیرو کمون شد

گذاشتند فیلم و طنز شاید بخندی
ولی از غصه اش اشکها رَوُن شد

گذاشتند برنامه ، دور همی را
نشستن ها همه یک در میون شد

دانشگاه و کلاس درس تعطیل
اگر چه دانشجو از درد مصون شد

به جای خانه ماندن ، درس خواندن
برفت بازار و کوچه ، باز همون شد

سوار ماشینش گشت و نیشش باز
به سمت گیل و آن مازندرون شد

نمی داند که سوغاتی چه دارد
کرونا با د و دستش اندرون شد

گرانی بند و ریسمان پاره کرده
گران بود و چرا باز هم گرون شد

دلار و سکه تا ماسک بی ارزش
فقط جان اینچنین خیلی ارزون شد

به ما گفتند بشور دست ، آب و صابون
که صابون یک قرون هزار قرون شد

پیاز بودش آقا ، سیر شد آقاتر
که شلغم هم جهیز دخترون شد

بگفتا محتکر را هیچ نکن رحم
ولی آن صاحب دخل و دکون شد

همه راز بقاء دیدند ، نه شیر را
نه گرگ مانند ، چرا کفتار گون شد

بیا تو دوستعلی بنشین خانه
که این کارت دعای مادرون شد

کرونا می رود مثل زمستان
که آن روزت تورا عید، باستون شد

زمانی که دامدار بودیم یکسال دقیقا روز عید برف زیادی آمده بود از طرفی گله همه بره و بزغاله داشتند و در این شرایط با آمدن برف نگهداری گله خیلی سخت بود به همین دلیل پدر بزرگم مرحوم خدابخش جمله ای گفت ( عید آمد مگه خون شد ) که این شاه بیت این شعر من شد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: شنبه 23 فروردين 1399 ساعت: 20:01

صفحه بندی