یلدا را برای کار خوب فرصت بشماریم
باز آمد این شب یلدای طولانی چرا
باز که شد هر چیز گران و رفت ارزانی چرا
عمر آفتاب شد بلند ، روزها بلند
وقت شادیست پس پریشانی چرا
گرچه انسانیم و هستیم نایب حق بر زمین
بر مشام هیچ کسی نیست بوی انسانی چرا
می فروشیم چند برابر ارتزاق و خوار و بار
گوی سبقت میگیرم از هم به آسانی چرا
روزی همنوع خود را میکنیم ما احتکار
کار زشت آن براردرهای کنعانی چرا
مال مردم میخوریم و میکنم ما حق الناس
مرد عابد گشته ایم و مرد ربّانی چرا
می ربائیم نان خالی از گلوی هر فقیر
کار ما آشکار هست ، پنهانی چرا
ما که نشناختیم دین و ایمان شد تهی
جای مُهر و پینه در این روی پیشانی چرا
آن نداند که نداند که نداند ، هیچ
توکه دانی که میدانی که دانی چرا
همه نالان شده ایم از وضع این حال خراب
پس چرا خو د میشویم در این گنه بانی چرا
دوستعلی این شب یلداها بُوَِد فرصت تو
تو که میدانی که در گِل فرو مانی چرا
در بلاد کفر چنین رسم نامردی نیست
تو که شیعه هستی و گفتی مسلمانی چرا
سور وسات خود نبین در مجلس بیچارگان
میکنی از خون بها ،مجلس چراغانی چرا
آن فقیر بهر شبش نانی ندارد در بساط
از جیب آنها میگیری هر شب میهمانی چرا
نانوشته میگیرد دست نیازمندی به دست
تو که حافظ را ز حفظ می خوانی چرا
تو اگر چاشنی کارت بشود انصافت
می ستانی مزد خود از ایزد و دانی چرا
جشن یلدا را بگیر تو با همه ایرانیان
اولین است و مقدس ، ثانی چرا
زایش است معنی سریانی این یلدای تو
تو بخوان میلاد خورشید و سریانی چرا
فال بگیر و هرچه خواهی تو بخوان
عید امروز تو باشد عید باستانی چرا
روزی: نیازها ، خوراک ،
براردرهای کنعانی: منظور برادران حضرت یوسف
در گِل فرو مانی : منظور جواب خدا دادن
سریانی : زبان مردمانی در عهد باستان که یلدا را زایش آفتاب می دانستند و عقیده داشتند که شب وسیاهی تمام میشود و عمر خورشی از اول زمستان دراز میگردد و این یعنی رویش گیاهان و نعمتهای روی زمین
نانوشته: منظور کسانی بی ادعا
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمیان