خرید بک لینک

به نام خدا

روزگاری مباحث کتابهای درسی به ویژه در پایه های ابتدایی طوری برنامه ریزی شده بودند که میتوانستند مستقیما و یا غیر مستیقم بر تربیت نسل جدید اثر گذار باشند مثل روباه و زاغ که میتوانست به صورت واضح به بچه ها بیاموزد که مواظب اطرافش باشد و خود را از حیله ها و نیرنگها دور و مصون نگه دارد و یا شعر زیبای از ماست که بر ماست به خواننده و مخاطب آموزش می دهد که اگر عملی ناشایست و نابخردانه انجام دهید و یا تکبر و غرور داشته باشید باعث به وجود آمدن دردسرهایی عظیم می شود اما امروزه هر آنچه که در عمل مشاهده میشود درست نقطۀ مقابل و عکس آنچه که در کتابها میخوانیم قرار دارد حالا باید چکار کرد. آیا راه حلش انتقاد از دیگران هست و یا باید از خودمان شروع کنیم . قضاوت با شما عزیزان

از ما به ما شد

روزی ز سر سنگ کلاغی به زمین شد

از بهر طمع مال مردم، به کمین شد

او دید عجب سفره ی رنگین و بساطی

از غصه بریخت اشک و غمین شد

بر شانۀ خود دید که شاهین نشسته

او عاشق آن دُخت که نامش شهین شد

او زوج خودش را گرفت از بزرگان

بر صورت خود ریش گذاشت و چه وزین شد

پوشیده نگه داشت او قار قار خودش را

بر انجمن شهر کلامش چه متین شد

با ظاهر خود خلق خدا را چه فریب داد

خویشاوندی او با بزرگان قرین شد

گفتا او با خود ، که باید بگیرم مقامی

با دست دعا یا که از دست قضایش چنین شد

بنشست به کرسی صدارت و بخندید

چون آنچه دلش خواست همین شد

اکنون که زمان را غنیمت می شمارد

طماع و حریص بود و از حرص اولین شد

آن روز که فقط قالب پندیری می دزدید

امروز رقم دزدی اش، آن عدد آخرین شد

بالا کشید هر آنچه دلار بود یا سکه

گریخت و فرار کرد و رمین شد

بر اوج فلک چون پرید با طیاره

یک حرف ز نامش در اخبار مزین شد

از بالا به پائین نظر انداخت و چنین گفت

بی شک و گمان آرزوی من یقین شد

امروز همۀ روی زمین زیر پر ماست

آن غصه و اندوه به کامش شیرین شد

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید

آن سوی زمین داخل فردوس برین شد

نه تیری ز قضا بر هوا شد تا آنکه بیفتد

آنگه شب تارش چنان صبح سیمین شد

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد

آنکس که کند دزدی کوچک غمین شد

آنقدر مگو دوستعلی از اختلاسش

آن رفت و فقط منتظر روز پسین شد

چطور شد که از ما به ما شد

آنگه که کلاغ جای عقاب شد همین شد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 20:48

صفحه بندی