خرید بک لینک
سم الله الرحمن الرحیم
سخنی بی پرده با حیدر بابا
همه میدانیم که در یک قرن گذشته تغذیه ، پوشاک ، آداب و رسوم و به طور کل نحوه زندگی در همۀ جوامع به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرده و اگر اجدادمان زنده شوند شاید باورشان نباشد که سبک زندگی در حین آسودگی مشکلات فراوانی را به یدک میکشد و چه بسا ضمن خوشحالی نگران آینده ی نسلهای خودشان باشند به همین خاطر گپی با جد خودمان حیدر بابا داشته باشیم


حیدر بابا بخواب تو ، همیشه ما بیداریم
حیدر بابا چقدر هم ، پر جوشیم و پر کاریم


حیدر بابا ی نازم ،چاغری بودی انگار
حیدر بابا جان ما ، ما با تو هم عیاریم


حیدر بابای ما هم ، گویی قدش دراز بود
حیدر بابای خوبم ، درازیم خوب قواریم


حیدر بابا تو داشتی ، دو تا پسر یه دختر
حیدر بابا بدان که ، شانزده داداش قطاریم


حیدر بابا بگویم ، طاهر عمو را چند تاست
حیدر بابا به پا خیز ، با آنها ما هزاریم


حیدر بابا ندیدی ، عمه پاذر خوبم
حیدر بابا نشنیدی ، خویش حاجی سالاریم


حیدر بابا قنبر تو دانی ، قنبر چقدر رشید بود
حیدر بابا ببین که ، قنبر را یادگاریم


حیدر بابا نگفتی ، تو ترک پاکده هرگز
حیدر بابا چه کنیم ، دور از خونه دیاریم


حیدر بابا تو شاید ، رعیتی داشتی چند تا
حیدر بابا افسوس که ، رعیتی را انکاریم


حیدر بابا اگر چه ، اکابر هم نرفتی
حیدر بابا ولیکن ، چند تا لیسانه داریم


حیدر بابا تو شاید ، نان جو هم کم داشتی
حیدر بابا بخند که ، تمام برنجخواریم


حیدر بابا گمانم ، مشهد ندیدی بودی
حیدر بابا چقدر خوب ، مکه نمازگزاریم


حیدر بابا میدانیم ، کلبه ی چوبی داشتی
حیدر بابا ما آلان ، کشگرت لانی داریم


حیدر بابا بی گمان ، یک خری هم تو داشتی
حیدر بابا بزن دست ، همه ماشین سواریم


حیدر بابا تو حتما ، شومینه چوبی داشتی
حیدر بابا ما با گاز ، زمستان را بهاریم


حیدر بابا تواخبار ، هیچ جایی را نداشتی
حیدر بابا ما اینجا ، موبایل گرفتاریم


حیدر بابا نشنیدی ، تو از نت و تلگرام
حیدر بابا بیا که ، همه خبرنگاریم


حیدر بابا آن زمان ، ارباب فقط یکی بود
حیدر بابا این زمان ، همه ی ما سزاریم


حیدر بابا جان ما ، همیشه آرام بودی
حیدر بابا چرا پس ، دائم ما بیقراریم


حیدر بابا همیشه ، پاک بوده آن حسابت
حیدر بابا چرا پس ، بی قید و بی مهارم


حیدر بابا چقدر آن ، دلهاتان نزدیک بوده
حیدر بابا ما دوریم ، با اینکه هم جواریم


حیدر بابا نداشتین ، چیزی ولی شاد بودین
حیدر بابا چرا ما ، شادی را هم کناریم


حیدر بابا میدانیم ، خانه ی خود را ساختی
حیدر بابا چرا بر، خانه ی خود آواریم


حیدر بابا بیا تو، امروز ما را ببین
حیدر بابا چرا ما ، از یک دیگر فراریم


حیدر بابا پسرت ، گوش به حرفت نمیداد
حیدر بابا ببین تو ، بی مایه چون طاقاریم


حیدر بابا چرا تو ، زودی گذاشتی رفتی
حیدر بابا انشاالله ، تاریخ را ماندگاریم


حیدر بابا جان بگو، همه چیز را شنیدی
حیدر بابا ببین تو ، کجای روزگاریم


حیدر بابا را ببین ، چقر هم غمگین شده
حیدر بابای خو بم ، کاری با تو نداریم


حیدر بابا مپرس که ، دوستعلی شعر سروده
حیدر بابا میخوانیم ، چون که همه بیکاریم


حیدر بابا ما گفتیم ، راحت باشد خیالت
حیدر بابا آسوده ، ما تو را آبرو داریم


حیدر بابا تو اگر ، تنهای تنها بودی
حیدر بابا ما با هم ، خواخوریم و براریم


رعیت : منظور کشاورزبودن
قوار : هیکل از پهنا
شانزده داداش : از دولتعلی تا شایان
قطاریم : منظور ردیفیم
اکابر: منظور حداقل سواد
لیسانسه : منظور دخترانمان
کشگرت : منظور کشقرات یا کلاغ
نت : اینترت ، تلگرام و ...
طاقار : خمیر بی مایه ، فطیر.
زمستان را بهاریم : منظور با این گاز و پکیج و زندگی های امروزی سختی های زمستان قدیم از بین رفته بود.
پاسداریم : منظور باید خیلی باهوش باشیم تا سرمان را کلاه نگذارند و یا کلاه از سرمان بر ندارند.
سزار : یکی از فرمانروایان پر آوازه ی روم باستان
با این معانی وباره شعر را بخوان
با سلام خدمت همه برادران گلم ، این شعر به صورت خصوص و برای خودمان هست استدعا دارم از نشر و کپی آن در سایر گروهها جلوگیری نمائید

+ نوشته شده در سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ساعت   توسط دوستعلی حیدری |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمیان تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی