حیدر بابا بخواب تو ، همیشه ما بیداریم
حیدر بابا چقدر هم ، پر جوشیم و پر کاریم
حیدر بابا ی نازم ،چاغری بودی انگار
حیدر بابا جان ما ، ما با تو هم عیاریم
حیدر بابای ما هم ، گویی قدش دراز بود
حیدر بابای خوبم ، درازیم خوب قواریم
حیدر بابا تو داشتی ، دو تا پسر یه دختر
حیدر بابا بدان که ، شانزده داداش قطاریم
حیدر بابا بگویم ، طاهر عمو را چند تاست
حیدر بابا به پا خیز ، با آنها ما هزاریم
حیدر بابا ندیدی ، عمه پاذر خوبم
حیدر بابا نشنیدی ، خویش حاجی سالاریم
حیدر بابا قنبر تو دانی ، قنبر چقدر رشید بود
حیدر بابا ببین که ، قنبر را یادگاریم
حیدر بابا نگفتی ، تو ترک پاکده هرگز
حیدر بابا چه کنیم ، دور از خونه دیاریم
حیدر بابا تو شاید ، رعیتی داشتی چند تا
حیدر بابا افسوس که ، رعیتی را انکاریم
حیدر بابا اگر چه ، اکابر هم نرفتی
حیدر بابا ولیکن ، چند تا لیسانه داریم
حیدر بابا تو شاید ، نان جو هم کم داشتی
حیدر بابا بخند که ، تمام برنجخواریم
حیدر بابا گمانم ، مشهد ندیدی بودی
حیدر بابا چقدر خوب ، مکه نمازگزاریم
حیدر بابا میدانیم ، کلبه ی چوبی داشتی
حیدر بابا ما آلان ، کشگرت لانی داریم
حیدر بابا بی گمان ، یک خری هم تو داشتی
حیدر بابا بزن دست ، همه ماشین سواریم
حیدر بابا تو حتما ، شومینه چوبی داشتی
حیدر بابا ما با گاز ، زمستان را بهاریم
حیدر بابا تواخبار ، هیچ جایی را نداشتی
حیدر بابا ما اینجا ، موبایل گرفتاریم
حیدر بابا نشنیدی ، تو از نت و تلگرام
حیدر بابا بیا که ، همه خبرنگاریم
حیدر بابا آن زمان ، ارباب فقط یکی بود
حیدر بابا این زمان ، همه ی ما سزاریم
حیدر بابا جان ما ، همیشه آرام بودی
حیدر بابا چرا پس ، دائم ما بیقراریم
حیدر بابا همیشه ، پاک بوده آن حسابت
حیدر بابا چرا پس ، بی قید و بی مهارم
حیدر بابا چقدر آن ، دلهاتان نزدیک بوده
حیدر بابا ما دوریم ، با اینکه هم جواریم
حیدر بابا نداشتین ، چیزی ولی شاد بودین
حیدر بابا چرا ما ، شادی را هم کناریم
حیدر بابا میدانیم ، خانه ی خود را ساختی
حیدر بابا چرا بر، خانه ی خود آواریم
حیدر بابا بیا تو، امروز ما را ببین
حیدر بابا چرا ما ، از یک دیگر فراریم
حیدر بابا پسرت ، گوش به حرفت نمیداد
حیدر بابا ببین تو ، بی مایه چون طاقاریم
حیدر بابا چرا تو ، زودی گذاشتی رفتی
حیدر بابا انشاالله ، تاریخ را ماندگاریم
حیدر بابا جان بگو، همه چیز را شنیدی
حیدر بابا ببین تو ، کجای روزگاریم
حیدر بابا را ببین ، چقر هم غمگین شده
حیدر بابای خو بم ، کاری با تو نداریم
حیدر بابا مپرس که ، دوستعلی شعر سروده
حیدر بابا میخوانیم ، چون که همه بیکاریم
حیدر بابا ما گفتیم ، راحت باشد خیالت
حیدر بابا آسوده ، ما تو را آبرو داریم
حیدر بابا تو اگر ، تنهای تنها بودی
حیدر بابا ما با هم ، خواخوریم و براریم
رعیت : منظور کشاورزبودن
قوار : هیکل از پهنا
شانزده داداش : از دولتعلی تا شایان
قطاریم : منظور ردیفیم
اکابر: منظور حداقل سواد
لیسانسه : منظور دخترانمان
کشگرت : منظور کشقرات یا کلاغ
نت : اینترت ، تلگرام و ...
طاقار : خمیر بی مایه ، فطیر.
زمستان را بهاریم : منظور با این گاز و پکیج و زندگی های امروزی سختی های زمستان قدیم از بین رفته بود.
پاسداریم : منظور باید خیلی باهوش باشیم تا سرمان را کلاه نگذارند و یا کلاه از سرمان بر ندارند.
سزار : یکی از فرمانروایان پر آوازه ی روم باستان
با این معانی وباره شعر را بخوان
با سلام خدمت همه برادران گلم ، این شعر به صورت خصوص و برای خودمان هست استدعا دارم از نشر و کپی آن در سایر گروهها جلوگیری نمائید
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کریمیان