سخنی بی پرده با حیدر بابا

خرید بک لینک
به نام خداوند جان و خردنسل ما یعنی دهه های چهل و پنجاه پدرانی داشتیم و داریم کهدر عصر خودشان دچار تغییر در سبک زندگی شدند یعنی تا قبل از این تاریخ بچه ها در کنار والدین به کار کشاورزی و دامداری مشغول میشدند اما در عصر آنها بحث تحصیل و اشتغال و سبک زندگی مدرن و مهاجرت بچه هایشان موجب بالا رفتن هزینه های زندگی شان شد و آنها ناچار بودند علاوه بر کارهای سنتی به کار سخت و زیان آور معدن بپردازند تا بتوانند نیازهای اولیه و ثانویه فرزندانشان را مهیا کنند و چه بسا در این مسیر رنج و مشقت و خستگی های زیادی کشیدند اما دم نزدند و کم نیاوردند، و امروز بیشتر آنها در بین ما نیستند و چند تنی هم با جانی خسته در گوشه ای از اتاق زندگی خود را سپری میکنند.یادی کنیم از دلاور مردان اولین مرحله از دوره گذار که توانستند دوره سنت و دوره تکنولوژی و پیشرفت را بخوبی به هم پیوند زنند و امروز ما هر چه که داریم ، به هر جا که رسیده ایم مدیون سخاوت آنها هستیم، پس یادمان نرود. انشا الله که خداوند توفیق قدرشناسی را به ما عطا کند آمینپس چرا آن روزگار را یادمان رفت یادمان رفتاز پائیزش تا بهار را یادمان رفت یادمان رفتیک پایش ییلاق بود و یک پایش در قشلاقآن کول و آن کوله بار را یادمان رفت یادمان رفتشبکاری در معدن و روزها به صحرا و دمنبا قاطر آن هیمه بار را یادمان رفت یادمان رفتخسته و کوفته دوباره ، روز پی روزش همیشهصورتش گردو غبار را یادمان رفت یادمان رفتتک و تنها در بیابان، کرد بزرگ بچه فراوانتا دلش گیرد قرار را یادمان رفت یادمان رفتفکر و ذکر و کار و بارش بچه ها بودند و بسذبح آن کولی کاهار را یادمان رفت یادمان رفتخیلی دوست داشت درس بخوانیمکیف و کفش و خودکار را یادمان رفت یادمان رفتخود کلاه ،پشمینه داشت و پاتمه با سخنی بی پرده با حیدر بابا...ادامه مطلب

ما را در سایت سخنی بی پرده با حیدر بابا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1402 ساعت: 14:09

بیا تا در شب یلدا که ما یلدای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا خاطره ، هم یاد و هم رویای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا ما شریک شادی و غم های هم باشیم شب چله بهانست بیا تا ما رفیق هم به وقت تنهای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا طول هم نه ، عرض هم پهنای هم باشیم. شب چله بهانست بیا تا پنهان هم نه ، آشکار هم پید ای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا فامیل و هم دوست بی همتای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا دوستعلی ما جمع باشیم،نه که منهای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا درس هم ، املای هم ، انشای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا چنجه و هم ماهی و آن شامی دلهای هم باشیم شب چله بهانست بیا تا هدیه و هم ساقی و آن حامی جانهای هم باشیم شب چله بهانست+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲ساعت &nbsp توسط دوستعلی حیدری  |  سخنی بی پرده با حیدر بابا...ادامه مطلب

ما را در سایت سخنی بی پرده با حیدر بابا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1402 ساعت: 15:00

شجريان ما سلام گويم شجريان را هزار بارغلام هستم به درگاهت  وفا دار  ببوسم حلقت و بوسم به حنجرصدايت ميزند دلها را  خنجرپر آوازه ترين استاد  ايران !هنرهايت زياد  و بس فراوانقرائت ميكني قرآن ، چه زيبانويسي ،خوشنويسي بس فريبا چقدرآن ربنا يت هم عجيب است  سه گاه و لحن قرآن،بي رقيب استنت  ني از صداي تو پديد شدسوز ني از صداي تو شديد شدويلون، گر كشد جيغ از ته دل تو آوازت رسد منزل به منزلتو مي نالي  و نالد با تو سنتورصدايت در گوش و سنتور هم از دوراگر تنبك ز پوست و كوزه اي پوكصداي تو كند هر دَم به آن كوكتو يازده  ساز نو ابداع نمودي تو اشعار را به چند انواع سرودي صراحي ، شهر آشوب يا كه تندركرشمه ، شهنواز و هم كه ساغررجز خواندي ، مويه گفتي  و بيدادچكاوك ، مثنوي، منصوري و دادگهي گوشه ، گهي دستگاه خوانديگهي دلكش  به آن ماهور راندي مركب خواندي  گه ، افشاري گه شورگهي از امروز و گاهي ز آن دورچه غوغايي شد آن آستان جانانغزل از حافظ و ديوان ازعريانمگر آن آذرستون ميرود ياد؟ميزد آتش به دل اي داد بيداد چقدر آن ياد ايامت فغان داشت!به سينه آتشي هم ارمغان داشتگفتي مرغ سحر هم ناله سر كردكه ظلم ظالمان زير و زبر كردتفنگت را زمين بگذار به به به ظالم دادي تو هشدار چه چهتو فائز را دوباره زنده كردي چقدر لطفي به حال بنده  كردي تو شعر مولوي را معني دادي تو سعدي را به ما ارزاني دادي اگر حافظ در اين عصر زنده بودشچقدر خرم مي گشت از اين سرودش بابا طاهر اگر يك سوخته دل بودبرون راندي ز دل، چون مانده دل بودشجريانا مگر تنها تو نامي !ز هر نامي بلندتر هستي ، باميتو ميراث دار عشق اين زمانيالهي سال و سالها زنده مانياگر پائيز به دنيا چشم گشودي به مانند ب سخنی بی پرده با حیدر بابا...ادامه مطلب

ما را در سایت سخنی بی پرده با حیدر بابا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 6:35

برارجان ای برارجان ای براجانبو ووی قربان تی وَر صد جان نه یک جانمن الان کو دِرُم هوا چه عالیچقدر پیشم هسته جای تو خالیبی نیشتام تندوری سر غصه دارومچقد درد دل و هم قصه دارومملیجه مِخانه آغوز داری سرز بس دلوم بیگیتای ، بیویام کرچقدر زح سخنی بی پرده با حیدر بابا...ادامه مطلب

ما را در سایت سخنی بی پرده با حیدر بابا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:16

بسم الله الرحمن الرحیمبا سلام و تبریک صمیمانه عید نوروز به همه شهروندان با فرهنگ و شریف زیباشهر، امیدوارم که سال پیش رو سالی پر از نشاط و سلامتی برایتان باشد. خدایا مردم این شهر زجای جای این ایرانستز قزوین و همدان و به تهران و ز گیلانست به د سخنی بی پرده با حیدر بابا...ادامه مطلب

ما را در سایت سخنی بی پرده با حیدر بابا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:16

صفحه بندی